پیچک ( محمد زهری)

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- نهان كردن ندارد سود من از با«خويش»بودن در ستوهم( محمد زهری)
- شبی از شبها : گل شب بو ( محمد زهری)
- شبی از شبها در تلاش راهی باد( محمد زهری)
- شبی از شب ها : آتش کبریتی ( محمد زهری)
- دست ِ بادی ، گرچه جام جان ( محمد زهری)
- سراغی نیست ز مرد ِ مرد ( محمد زهری)
- هر حکایتی، شکایتی است ( محمد زهری)
- روزها را می فروشم روزهای بی سحر ، بی شام ( محمد زهری)
- آن مرد خوشباور که با هر گریه ( محمد زهری)
- پنجه ای برتار می بندد تن پودی( محمد زهری)
- دیری است که بیهوده چو مرغان خموشم ( محمد زهری)
- روح ،بیمار است تن - خدا را شکر ( محمد زهری)
- به بالا ابر بالاتر ستاره ، باز بالاتر ، ( محمد زهری)
- مرا شکسته گیر دریچه ی مرا به روی ( محمد زهری)
- کوه ، پشت کوه ، پله ، ( محمد زهری)
- تو شدی قطره ی بارون رفتی ( محمد زهری)
- ما - مردان روزگار گفتیم : " از هفت دریا ( محمد زهری)
- تو بهار بود که نشون کرده بودیم ( محمد زهری)
- رعشه در چشمه نمی افتاد ( محمد زهری)
- قفسی در قفسی در قفسی است ( محمد زهری)
- گفتند : در چاهسار مشرق دیگر نه دلوی و نه طنابی ( محمد زهری)
- دلم تنگ است دل آگاه من ، تنگ است ( محمد زهری)
- یک چشم مانده است یک چشم مهربان ( محمد زهری)
- رنج و عذابم دهید شرنگ نابم دهید ( محمد زهری)
- به گلگشت جوانان یاد ما را زنده دارید، ( محمد زهری)
صفحه قبل 1 صفحه بعد