تبلیغات اینترنتیclose
نهان كردن ندارد سود من از با«خويش»بودن در ستوهم( محمد زهری)
پیچک ( محمد زهری)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

خويش نا درويش

 **


نهان كردن ندارد سود:
من از با«خويش»بودن در ستوهم

اگر چه سنگ سنگم،كوه كوهم
ز يار غار ديرين روزگار خود در اندوهم

چه خويشي چنين با درويش ناخويشي
كه زير خرقه صد وصله فقرش
،قباي اطلس نرم تن آسماني است

دل معصوم من،در چنگ گرگ تيز دنداني است
كه مي‌داند دريدن را،نمي‌داند وليكن دوختن را

مرا ياري نخواهد كرد آيا عقل دور انديش؟
درين هنگامه تشويش،

رها خواهد نمود آيا مرا در تنگه
 دوشمن كمين بگرفته‌اي،تنها؟

كه تا از خون سرخ آخرين انديشه با
خلق بودن،پاك بودن،زندگي كردن،

تهي سازد رگ جنبان جان جاوداني را.
من از زنگار هر آيينه بيزارم

كه مي‌پوشد جلاي روشن تصوير معصوم حقيقت را
ولي اين«خويش»نادرويش،بيمار است

ز هر تصوير در آيينه بيزار است
چه خويشي با چنين درويش ناخويشي

درين هنگامه هنگامه‌ها،
ميان ما نه جاي آشتي،نه جاي زنهار است

براي آخرين بار،از ميان ما دوتا،تنها يكي بايد بجا ماند
من معصوم،يا آن«خويش»نادرويش
كدامين را خدا داند.

 

محمد زهری

http://sha-erin.blogfa.com/post/49/%d9-%

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 2, | بازديد : 237