تبلیغات اینترنتیclose
سراغی نیست ز مرد ِ مرد ( محمد زهری)
پیچک ( محمد زهری)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

نامرد

**

سراغی نیست
ز مرد ِ مرد

به ایوان پلید خانه ی بی زاد و رود ما ، چراغی نیست
اجاق نسل ما کور است و درد ما همه این درد

***
تپش در کوه و جوشش در بیابان است
عصیر خون گرمی در کمرگاه بهاران است

ولی از جنبشی خالیست رگ هامان
عطش های شگرف شهوت اجداد

- بنای آفرینش های جاویدان -
فروکش کرده در ما ، سالهای سال

نه بذری ، بذر
نه خاکی ، خاک

عقیم از زادنیم و عاجز از بنیاد
سترون پاک

***
سراغی نیست
زمرد ِ مرد
همه نامرد ِ نامردیم و درد ما همه این درد

 

 

محمد زهری

http://gtalk.ir/thread220885-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 2, | بازديد : 274